محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

907

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

كوفته و بيخته بكلاب سرشته حبهاى پهن سازند و در دهان نكاه دارند حبّ النكهة ديكر كه بخر را به‌برد و دهن را خوشبو كند صنعت آن جوزبوا قاقله فوفل كافور قرنفل دارچينى خولنجان از هريك يك درم مشك خالص دو دانك اجزا را جدا و مشك را جدا ساييده با كلاب سرشته حبوب سازند و در دهان نكاه دارند و اكر اراده كنند كه معده از فضول عفنهء مفسده پاك شود مخلوط سازند بان ادويه ايارج فيقرا مساوى همه و از كافور نيم شربت ساقط سازند شربتى يك مثقال حبّى كه درد نقرس در ساعت بنشاند صنعت آن انيسون زيرهء كرمانى مدبر فلفل سفيد مغز حب القرطم از هريك ده درم سليخه يك درم زنجبيل فرفيون از هريك چهار درم مصطكى شش درم سورنجان بيست درم كوفته بيخته باب رازيانه حب سازند شربتى دو درم باب زيرهء حبى كه نعوظ تمام اورد و در بطؤ انزال اثرى تمام دارد صنعت آن عود قمارى قرنفل فلفل از هريك سه درم زعفران نيم درم بالنكو دو درم دارفلفل تخم بابونه مرواريد ناسفته از هريك يك درم كوفته بيخته با قند بقوام آورده بسرشند و حب سازند هر حبى مقدار نخودى حبى كه بوى سير و پياز و شراب از دهن به‌برد صنعت آن پوست ترنج فرنجمشك هيل زنجبيل كبابه بسباسه سعد از هريك پنج درم مشك طباشير از هريك نيم درم عنبر اشهب نيم مثقال صندل بكلاب سوده ده درم صمغ عربى دانكى كوفته بيخته بكلاب سرشته حبّ سازند حبّ كبابه كه نيز همين خاصيت دارد صنعت آن كبابهء چينى قرنفل قرفه طباشير از هريك دو درم مشك دانكى عنبر نيم درم عود يك درم كوفته و بيخته بكلاب كه صمغ عربى در آن خيسانيده باشند سرشته حبّ سازند حبّ شنجرف كه امراض بلغمى و رياح را كه سبب آن ضعف معده و بلغم و رطوبت آن باشد نافع است صنعت آن شنجرف مشك خالص از هريك يك درم زعفران جوزبوا بسباسه فلفلمويه از هريك دو درم اجزا را سحق بليغ نموده باب زنجبيل ترحب بندند هر حبى مقدار ماشى شربتى يك حب تا سه حبّ زياده نخورند حبّ طين ارمنى نافع جهت قرحهء امعا صنعت آن كل ارمنى دم‌الاخوين از هريك يك مثقال پوست بيخ انجبار بارتنك بريان از هريك سه مثقال زهر مهره صمغ عربى سماق از هريك دو مثقال كوفته بيخته هر روز سه حب فرو برند و از عقب آن شيرهء تخم خرفهء مقشر سه مثقال شيرهء كشنيز خشك يك درم شيره دانه هيل ثلث درم پوست بيخ انجبار نرم كوبيده و بارتنك از هريك نيم مثقال بر آن پاشيده بنوشند و اكر شربت صندل يك درم اضافه كنند بد نيست حبّ نافع جهت ام الصبيان و سوء القنية و استسقاء كه با حرارت باشد صنعت آن كل سرخ منزوع الاقماع شش مثقال سنبل الطيب تخم كاسنى اصل السوس از هريك چهار مثقال طباشير سفيد يك مثقال كوفته بيخته بلعاب بهدانه سرشته حبّ بندند شربتى جهت بالغين يك مثقال و براى اطفال از دو دانك تا نيم مثقال حبّ مرداسنك اتشك را نافع باشد صنعت آن مرداسنك اعلى سه مثقال كه يك توله باشد بند سياه بسيار كهنه شش مثقال مرداسنك را بسيار نرم ساييده و با قند سياه اميخته هشت حصه نموده اكر توانند هر حصه را يك حبّ نموده ناشتا فرو برند و الا چندين حبّ نموده و در ايام خوردن كه هشت روز است از ترشى و بادى و نمك پرهيز نمايند حبّ مرداسنك ديكر نافع جهت علت مذكوره صنعت آن مرداسنك يك توله خام سياه دانه قند سياه كهنه از هريك چهار توله ادويه را بسيار نرم كوبيده با قند سياه اميخته شانزده حصه نمايند هر حصه را دو حبّ سازند قوى المزاج بوقت شام دو حب را فروبرد و ضعيف المزاج يك حبّ و در ايام خوردن از ترشى و بادى پرهيز نمايند و غذا نان كندم با روغن بسيار حبّى كه قوّت مجامعت و التذاذ بخشد و سرعت انزال را مفيد است صنعت آن قاقله جوزبوا دارچينى از هريك سه درم فوفل كل سرخ از هريك دو درم صندل سفيد مشك از هريك يك دانك و نيم كوفته بيخته بكلاب سرشته حبها سازند هر حبى مقدار نخودى بزرك و در سايهء خشك نموده وقت مجامعت يك حبّ فروبرند و يك حبّ در دهان نكاه دارند [ بيان ديگر حبوب ] و حب ابهل و ازاراقى و حب قرص افعى و حبوب افيونى و جدوار و جوزبوا و سعال و سفرجل افيونى و حبّ الشفا و عطائى و قابض و قدرت و مرقد و مسبت و مصطكى و منشط و نافع نزله و نفث الدم و نواب اشرف اعلى و هندى و هيضه و خشخاش همه در افيون و املج و انفحه و انيسون و ايرسا و بادزهر حيوانى و بادزهر معدنى و بسباسه و جفت بلوط و بيشى و توتيا و تنباكو و تيواج و جدوار با افيون و بىافيون و جندبيدستر و جوزبوا و حب الشّفا در جوز ماثل و رسوت و حنا و خبث الحديد و دارچينى و ذهب و قشر رمان و سماق و شاهتره و صندل و طباشير و عنبر و كافور و لؤلؤ و مرجان و مقل نارجيل بحرى و ورد احمر هريك در اماكن و رسوم خودها مذكور شدند و مىشود ان شاء اللّه تعالى فصل در بيان حبوب مسهله بدانكه حبوب مسهله كه از براى امراض الراس است مانند ايارجات و شبيارات و غيرها بايد كه حبوب آن كبار باشد كه اندك‌اندك بتدريج منحل كشته اثر آن بدماغ برسد تا فعل آن كما ينبغى حاصل كردد و آنچه از براى اوجاع مفاصل و غيرها است مانند حبوب سورنجان و تربد و غيرهما بايد كه حبوب آن صغار باشد تا زود منحل كشته بجوانب و اعماق و اقاصى اعضا برسد و بايد كه بسيار خشك و كهنه و ضعيف العمل نباشد و خشك آن را اكر اندك زمانى در عرق رازيانه بخيسانند پس فرو برند بهتر است و بايد كه ادويه مسهله محتاج اليه را با مصلحات و غيرها تركيب نمايند مثلا اكر مركب از دو جزو است نصف و اكر از سه جزو است ثلث و اكر از چهار جزو است ربع و هم بر اين قياس بكيرند كه هر قسمى كه يك شربت تام است در صورتى كه مقصود از افاعيل ادويه مسهله هريك متساوى باشد و اكر چنين نباشد آن جزو مقصود را تام و زياده و تتمه را بحسب اغراض و اعراض مقادير شربات يا كمتر اخذ نموده تركيب نمايند و بايد كه ادويه جديده تازه باشد و كهنه و فاسد و مبدل و مغشوش نباشد و حبوب مسهله كه اصل و عمود در انها اسطوخودوس و افاويه و افتيمون و افربيون و افسنتين و اهليلج و بنفسج و تربد بود هريك بجاى خود ذكر يافت و آنچه اصل و عمود در انها خيارشنبر و راوند و سقمونيا و سورنجان و شبيبار و ايارج و صبر و غاريقون و غافث و مازريون و ملح است هريك در اماكن خود ان شاء اللّه تعالى ذكر خواهد يافت و جهت توضيح و دستور العمل چند نسخه اينجا ايراد مييابد حبى كه تنقيه بدن از اخلاط مختلفه نمايد صنعت آن تربد مدبر يك مثقال پوست هليله غاريقون از هريك نيم درم افتيمون